اغوز نادان، چرا نسل کشی؟

23 04 2008

به قلم الف. الله وردی

 

قبل از آغاز جنگ جهانی اول (1914) حدود دو و نیم میلیون نفر ارمنی در قلمرو امپراطوری عثمانی زندگی می کردند ، اما پس از سال 1923 یعنی بعد از قتل عام نهایی ارامنه فقط تعدادی اندک (50,000 نفر) آنهم در شرایطی بسیار اسفناک در قسطنطنیه، استامبول امروزی، زندگی می کردند. پس بقیه کجا رفتند ؟

هنگامیکه در تابستان سال 1914 دنیا در آتش جنگ جهانی اول شعله ور شد و توجه اروپائیان به رویدادهای جنگ معطوف گردید، دولت وقت ترکیه فرصت مناسبی یافت تا مساله ارامنه را برای همیشه حل کند. کاری که هیچکدام از سلاطین قبلی عثمانیان و بویژه سلطان عبدالحمید موفق به انجام آن نشده بودند یا بهتر بگوئیم فرصت آن را بدست نیاورده بودند. در آن زمان ترکان جوان تحت کمیته اتحاد و ترقی، زمام امور را در دست داشتند. سه تن از رهبران اصلی این حزب به نامهای محمد طلعت پاشا وزیر اعطم وقت ترکیه، اسماعیل انور پاشا وزیر جنگ و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری که اندیشه های پان ترکیستی نژاد پرستانه و گرایش به آلمان داشتند، در راس امور قرار گرفتند. انهدام کامل نژاد ارمنی توسط این کمیته و بویژه سه شخص فوق به شکلی دقیق، برنامه ریزی شده و محرمانه طرح ریزی شد .

آنها برای اجرای این سیاست غیر انسانی، ابتدا مردان بین 15 تا 50 ساله را به بهانه بردن به جبهه های نبرد به ارتش فراخواندند. همچنین دستور صادر شد هر کس که اسلحه دارد باید به ارتش تحویل دهد و هر آنچه که ممکن است در خلال جنگ مورد احتیاج ارتش قرار گیرد نظیر لباس، قاطر، غذا و غیره را ضبط خواهد نمود. ولی جالب آنجاست که دولت فقط اموال ارامنه را به نفع ارتش ضبط می نمود. ماموران جمع آوری اموال وقتی به خانه های ارمنی وارد می شدند، همه چیز را اعم از اینکه مورد احتیاج ارتش باشد یا نباشد، نظیر لباسهای زنانه، اشیای زینتی و تزئینی و غیره را جمع کرده و با خود می بردند .

 

سرانجام در روز 24 آوریل 1915 بدستور دولت عثمانی حدود 300 نفر از رهبران، روحانیون، اندیشمندان، نویسندگان و سیاستمداران ارمنی دستگیر شده و پس از انتقال به کشتارگاه همگی آنها بجز اسقفی به نام کومیتاس - او نیز هوش و هواس خود را در اثر آنچه که دیده بود، از دست داد - بطرز فجیعی سلاخی شدند و این سرآغاز قتل عام بود. همچنین در همان روز حدود 5000 نفر از ارامنه استامبول در کوچه ها و منازلشان بقتل می رسند .

آنان سپس سربازان ارمنی در جبهه های جنگ را خلع سلاح کرده و پس از انتقال آنان به گردان های بیکاری در پشت جبهه « راه سازی و خدمات » آنان را گروه گروه بقتل رساندند. رهبران و کسانیکه توانایی هدایت و رهبری مردم را داشتند،  بقتل رسیدند، مردان و کسانیکه نیروی مقاومت جامعه ارمنی محسوب می شدند، در ارتش بقتل رسیدند. حالا دیگر دولت بزرگ عثمانی مانده بود و ملت بی دفاع ارمنی بدون هیچ رهبر و مغز متفکری. دیگر چه چیز می توانست مانع اجرای سیاست ضد بشری آنان گردد ؟

 

سرانجام زمانیکه اوضاع بر وفق مراد بود، آنها به شهرها و روستاهای ارمنی نشین رفته و آنها را به این بهانه که در منطقه جنگی قرار دارند و باید به جاهای امن منتقل شوند، از خانه هایشان بیرون کشیدند. ماموران حتی فرصت نمی دادند تا آنان غذا، لباس و لوازم ضروری را به همراه خود بردارند. آنان دسته های ارمنی را که بیشتر آنها را زنان، کودکان و سالخوردگان تشکیل می دادند، بصورت کاروان هایی بطرف تبعیدگاه روانه می ساختند. تبعید گاهی که برای آنان در نظر گرفته شده بود، صحرای مرکزی سوریه واقع در منطقه درالزور در نزدیکی شهر حلب  بود، جائیکه قرار بود در زیر آفتاب سوزان از تشنگی و گرسنگی بمیرند. ماموران ترک از رسیدن هر گونه آذوقه و مواد غذایی به ارامنه، به شدت جلوگیری می کردند.

 

دولت برای سرعت بخشیدن به کشتار ارامنه، گروه هایی را از زندانیان جنایتکار و بیرحم ترک و کرد، تشکیل داد. آن زندانیان به شرط شرکت در کشتار کاروان های تبعیدی ارمنی از زندان آزاد می گشتند. آنها در سر راه مسیر کاروان های تبعیدی قرار گرفته و تا آخرین نفر را به وحشیانه ترین شکل قتل عام می کردند و اندک چیزهایی هم که داشتند غارت می کردند. هر شب تا به صبح چندین نفر از افراد هر کاروان کشته و چندین دختر ربوده می شدند. آنان تعداد مردان معدودی را هم که در دسته ها بودند، از دسته ها جدا کرده و بطر فجیعی قصابی می کردند. زنان خوش صورت ارمنی را جدا کرده و با خود می بردند. ژاندارمهای ترک تبعیدیان را زیر تازیانه و شلاق و با سر نیزه به جلو می راندند. کودکان را از مادران خود جدا کرده و بقتل می رساندند تا راحت تر بجلو حرکت کنند . 

دختران ارمنی برای آنکه آتش شهوت ژاندارمها ناموس آنها را نشانه نرود، گیسوان خود را کاملاٌ می تراشیدند و یا سر و صورت خود را می پوشانیدند. ماموران ترک و ساکنین محلی برای خاموش کردن آتش شهوت خود، حتی از تجاوز به اجساد زنان مرده کاروان نیز خودداری نمی کردند. در بسیاری از موارد از یک کاروان چند ده هزار نفری فقط عده ای انگشت شمار به تبعیدگاه می رسید و در اغلب موارد همگی تلف شده  یا  قتل عام  می شدند و  هیچکس از یک کاروان به تبعید گاه که همانا صحرای سوزان سوریه بود نمی رسید. مادران ارمنی برای آنکه کودکانشان از گزند قتل عام در امان بمانند، آنان را به التماس به خانواده های کرد و یا حتی ترک می سپردند. بسیاری در بین راه طاقت نیاورده، جان باختند. رودخانه های دجله و فرات همواره از اجساد ارامنه پر بود. گاهی اعدام های دسته جمعی ارمنیان و جنایات وحشیانه جلادان ترک سبب می شد تا در مواردی اندک همسایگان کرد به یاری ارامنه اقدام کنند، هر چند که خود کردها نیز از یاری به ارامنه وحشت داشتند هر کرد یا حتی ترکی که از ارامنه حمایت می کرد کشته می شد. جنایات آنان بحدی بود که تعدادی از سیاستمداران ترک همچون صلال استاندار آلپو(حلب)، مظهر استاندارد آنکارا با کشتار ارامنه مخالفت ورزیده و از کار برکنار شدند. جلادان در ترابوزان واقع در ساحل جنوبی دریای سیاه روش جدیدی از کشتار را در پیش گرفتند. آنان دسته های ارمنی را در قایق های کوچک سوار کرده و آنان را از قایق به دریا می ریختند. در بعضی شهرهای دیگر مانند وان نیز از همین روش برای کشتار استفاده می شد. بعضاٌ تبعیدیان را در رودخانه های دجله و فرات نیز غرق می کردند.

دنیا که در آن زمان دستخوش جنگ جهانی اول بود از عمق فاجعه ای که در ترکیه در حال وقوع بود، بی اطلاع بود. طرح نژاد کشی و قتل عام تا آنجا که ممکن بود مخفی و با برنامه اجرا شد. دولت آلمان که با عثمانی متحد شده بود و از نزدیک رویدادها و حوادث ترکیه را نظاره می کرد، نه تنها جلوی آتش شهوت، کشتار و جنایات ترکها را نمی گرفت، بلکه در مواردی نیز عمل عثمانی را تائید می نمود .

امروزه ارامنه در سرتاسر جهان پراکنده شده اند که بیشتر آنان از فرزندان یا نوادگان بازماندگان کشتارها هستند. اگرچه هنوز هم تعدادی از بازماندگان آن جنایات در بین ما زندگی می کنند. ارمنیانی که موفق به فرار شدند ، به کشورهایی چون سوریه، لبنان، روسیه، آمریکا، اروپا و تعدادی نیز به ایران پناه برده و زندگی جدیدی را آغاز کردند.

امروزه دولت ترکیه نژاد کشی ارامنه را تکذیب نموده و ادعا می کند ارامنه تنها از منطقه جنگی شرق منتقل شده اند و درخصوص کشته شدگان با ناچیز خواندن شمار قربانیان ادعا می کند که آنها در جنگ و درگیریهای قومی کشته شده اند. نژادکشی ارامنه برعکس آنچه که دولتمردان کنونی ترکیه ادعا می کنند، در سرتاسر آناتولی و قلمرو امپراطوری عثمانی اجرا شد.

همه ساله ارامنه سراسر جهان در روز 24 آوریل بعنوان سالروز قتل عام 1915 در کلیسا گرد هم آمده و یاد قربانیان آن فاجعه بزرگ را گرامی می دارند . آنچه که در سال 1915 در ترکیه در قبال ملت ارمنی رخ داد و بیش از یک و نیم میلیون قربانی گرفت، همچون لکه ننگی است در تاریخ بشریت. جنایات، کشتارها، تجاوز بعنف زنان ارمنی و اعمال وحشیانه دولتمردان ترک بحدی فجیع است که مطالعه آنها تن هر انسان آزاده ای را می لرزاند…




قتل عام ارامنه

22 04 2008

مرد به تقویمش نگاه کرد، 15 مارچ 1921 میلادی. او پالتویش را پوشید، کلاهش را بر سر گذاشت و از خانه خود (واقع در خیابان هاردنبرگستراس، محله شارلوتنبورگ) خارج شد. قدم زدن در خیابان های برلین به او آرامش می داد، آرامشی که وی در تمام عمرش از مردم سلب کرده بود. وی فکرهای بزرگی را در سر می پروراند: بازگشت به استانبول و رهبری حزب پان تورانیسم، مبارزه با دشمنان قدیمی اش و… ناگهان صدای فریادی رشته افکارش را پاره کرد. مرد احساس کرد که کسی از پشت سر نام او را صدا می زند. مرد برگشت و چهره جوانی را دید که با چشمانی خشمگین او را می نگرد. جوان به مرد گفت: “اکنون زمان مرگت فرا رسیده، و تو تاوان کشتار یک ملت را خواهی پرداخت! برو به جهنم سگ تورک!” و ناگهان صدای شلیکی شنیده شد… مرد به زمین افتاد. او حتی فرصت نکرد که چشمان متعجب و ترسیده اش را ببندد. جوان راست گفته بود! این مرد، طلعت پاشا، وزیر جنگ اسبق دولت عثمانی بود!

 

 

کشتار ارمنیان بدست تورکان

در سالهای آغازین قرن بیستم، سلطان عبدالحمید و حزب تورکان جوان(که تورکیه به اصطلاح مدرن را تشکیل دادند)، خواب بدی برای ارامنه دیده بودند. خوابی که متاسفانه به حقیقت پیوست. تورکان قصد داشتند “مسئله ارمنی” را به فجیح ترین نحو ممکن حل کنند.

 زمانی که روس ها در سال 1878 عثمانی را در نوردیدند و این دولت را تا حد فروپاشی پیش بردند، به همه ملت های تحت سلطه عثمانی استقلال داده شد. روس ها استقلال ارمنستان غربی را نیز خواستار شدند، تورکان نیز پذیرفتند. منتهی این وعده هرگز به حقیقت نپیوست! روس ها عقب نشینی کردند. تورکیه استقلال ارمنستان غربی را نقض کرد و بدین ترتیب کینه شدیدی نسبت به ارامنه پیدا کرد. مسئله ارمنی این بود!

تورکان به تصویه حساب های قومی پرداختند و 1.5 میلیون ارمنی بی گناه را قتل عام کردند. آنان هدفی جز تورکیزه کردن کشورشان نداشتند و به همین دلیل هزاران کورد، یونانی و آشوری را نیز به قتل رساندند.

متن زیر نامه سفیر آمریکا در استانبول است، که در تاریخ 20 جولای 1915 نوشته شده است. به دقت این نامه را مطالعه نمایید.

 

 

این هم تیتر روزنامه نیویورک تایمز

 

 

انکار

دولت تورکیه تا به امروز هم این نژادکشی را نپذیرفته است. این در حالیست که اکثر کشورهای جهان این نژادکشی را بدرستی تایید کرده اند و تورکیه را ملزم به اقرار و اعتراف کرده اند. تورکیه سیاست انکار را در کشورهای نوچه اش(همچون آذربایجان) نیز گسترش داده است. چهره های این منکرین را بشناسید.

 

 

لینک

بهترین لینک ها را در مورد این واقعه در اینجا قرار داده ام. حتماً آنان را مطالعه نمایید.

 

http://www.theforgotten.org

http://www.ourararat.com/far/F_newsteh.htm

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B3%D9%84%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7

http://www.24april1915.com

 

امروز…

هر سال، در روز 24 آپریل، هزاران ارمنی در سراسر جهان به نشانه اعتراض به این جنایت گرد هم جمع می شوند. در ایران نیز همه ساله این اتفاق رخ می دهد. هدف ما، اعاده حق ماست. حقی که ده ها سال از سوی بوزقورت های حیوان صفت تورک پایمال شد. روزی خواهد رسید که همه جنایتکاران و ظالمین نابود خواهند شد، آنروز نزدیک است…

مردی که در برلین کشته شد، طلعت پاشا، یکی از اصلی ترین مهره های تورکان در این جنایت بود. جالب اینجاست که سوقومون تهلیریان(همان جوانک تپانچه در دست) خود را به دادگاه معرفی کرد و دادگاه نیز وی را تبرئه کرد!

تیر ارمنی به هدف خواهد نشست…

 




وبلاگ غیر مدنی من!

1 04 2008

با سلام خدمت تمامی دوستان. ضمن تبریک سال نو و نوروز، امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و پیروزی داشته باشید. متاسفانه بدلیل مشغله زیاد درسی و شغلی ام، وبلاگ زپیور را کمی دیر به روز می کنم، زیرا تهیه مطالب واقعاً وقت بر است. به همین دلیل وبلاگ غیر مدنی خود را افتتاح کردم تا حداقل هر روز در آن مطلبی(هرچند کوچک) نوشته باشم. این وبلاگ لحن رسمی و جدی ندارد. حتماً به آن سر بزنید.

http://anania.wordpress.com




صلیبیون - بخش دوم

15 03 2008

این پست قسمت دوم مطلب قبلی است. این مقاله بزبان انگلیسی است و بصورت فرمت PDF نوشته شده است. نکته جالب توجه، حضور یک ایرانی در جمع آوری این مقاله می باشد. این مطلب خواندنی را از دست ندهید.

 برای مشاهده فایل بر روی آن کلیک کنید.

صلیبیون از دید ارامنه




صلیبیون - بخش اول

8 03 2008

در ایران، زمانی که صحبت از جنگ های صلیبی می شود، همه بی اختیار به یاد صلاح الدین ایوبی می افتند. به اینکه این رهبر کردنژاد مسلمان، مسیحیان را شکست داده و دلاوری های بسیاری از خود نشان داده است. این بی اطلاعی بخاطر ضعف نظام آموزشی در ایران است. تقریباً هیچ اطلاع درستی از این دوره تاریخی(جنگ های صلیبی) در میان مردم وجود ندارد. به همین دلیل تصمیم گرفتم که خلاصه ای مختصر از این دوره تاریخی گردآوری کنم. در بخش دوم این پست، نقش ارامنه در این دوره نیز مورد بررسی قرار گرفته شده است. این بخش نیز بزودی منتشر می شود.

صلیبیون

اروپای قرون وسطی

برخلاف آنچه که پنداشته می شود، اروپاییان قرون وسطایی مردم مرفهی نبودند. آنها اکثراً برده هایی بودند که بر روی زمین های اربابانشان کار می کردند(نظام فئودالی). زمینداران و مالکان نیز چندان زندگی مجللی نداشتند. این زمینداران اکثراً با همدیگر رقابت داشتند و با یکدیگر می جنگیدند. در این میان پاپ، رهبر کلیسای کاتولیک، همواره سعی می کرد این زمینداران و مالکان را آشتی دهد تا زیر نظر و قدرت وی قرار گیرند. این اتفاق هرگز رخ نداد. تا اینکه…      

ظهور تورکان سلجوقی و عواقب آن

سلجوقیان بیابانگرد همچون مور و ملخ به کشورهای همسایه شان حمله ور شدند. پای تورک ها برای اولین بار به ایران(و آذربایجان) باز شد و این مقدمه ای بود برای شعله ور شدن جنگ هایی خانمان سوز. الپ ارسلان سلجوقی به کمک سپاهیان خونخوارش، رومانوس دیوجانوس،  امپراطور بیزانس را اسیر کرد و با دریافت رشوه و عقد پیمانی وی را به کشورش بازگرداند. شکست ملازگرد زنگ خطری بود برای بیزانس، به همین دلیل رهبران آن کشور به فکر چاره جویی افتادند. آلکسیوس اول، از پاپ روم، اوربانوس دوم تقاضای کمک کرد. با وجودیکه بیزانسی ها ارتودکس بودند و رابطه خوبی با لاتینی های کاتولیک نداشتند، ولی پاپ زیرکانه این تقاضا را قبول کرد، مشروط بر آنکه کلیسای ارتودکس(که مرکزیت آن در بیزانس قرار داشت) رهبریت پاپ را به رسمیت بشناسد. آلکسیوس چاره دیگری نداشت!

پاپ، با استناد به سخنان مسیح در انجیل(انجیل متی باب 10 آیه 38: اگر نخواهید صلیب خود را بردارید، و از من پیروی کنید، لایق من نمی باشید.)، و با موظه ای تاثیر گذار، توانست مسیحیان را به انجام این ماموریت ترغیب نماید. پاپ در سال 1098 میلادی، سپاهی صد و پنجاه هزار نفری را، که شامل نورمان ها و فرانک ها بودند، به جنگ تورکان فرستاد و بدین ترتیب جنگ های صلیبی آغاز گشت. هدف این صلیبیون، آزاد کردن اورشلیم(بیت المقدس) از دست تورک ها بود. همانطور که مشاهده می شود، در اینجا هیچ اثری از صلاح الدین ایوبی وجود ندارد، زیرا که وی چندین سال بعد بدنیا آمد! 

این سپاه صلیبی تقریباً در تمامی نبرد هایش پیروز گشت و پس از سه سال اورشلیم را فتح کرد. تورکان حریف شوالیه های طراز اول اروپایی نبودند. صلیبیون پس از این فتح، چهار دولت بوجود آوردند، که عبارت بودند از کنت نشین ادسا، شاهزاده نشین انطاکیه، کنت نشین طرابلس و پادشاهی اورشلیم.

بدین ترتیب اولین جنگ صلیبی با پیروزی مسیحیان پایان یافت. در بخش دوم این مقاله، در مورد دیدگاه و نقش ارامنه در مورد این جنگ ها بررسی هایی صورت گرفته است. این بخش بزودی منتشر می شود.