بایگانی

Archive for ژانویه 2008

ارامنه، از سیر تا پیاز!

ژانویه 23, 2008 16 دیدگاه

ارامنه یکی از قدیمی ترین اقوام جهانند. زبانشان جدا، الفبایشان مستقل و فرهنگشان بسیار غنی است. متاسفانه در ایران شناخت صحیحی از این قوم وجود ندارد و به همین سبب اکثراً مسیحیان ایرانی را ارمنی می پندارند. در این مقاله قصد دارم به اختصار در مورد ارامنه، زبان ارمنی و تاثیر زبان های دیگر بر زبان ارمنی بپردازم.

 

واسال ارمنی(تخت جمشید)

تشکیل یک ملت

ملت ارمنی در واقع از ادغام تدریجی اقوام ساکن در فلات ارمنستان بوجود آمده اند. در این روند، همه این اقوام با به اشتراک گذاردن قسمتی از فرهنگ و زبان خویش شرکت کردند. بیشترین تاثیر را اقوام خورری-اورارتو داشتند، همچنین اقوام هیت-لوویا نیز در این روند تاثیر زیادی داشته اند. قوم هایاسا، نام خود را به ملت ارمنی داد و بدین ترتیب، ارامنه خود را های(Hay) می نامند.
آرمن ها، که از نژاد هند و اروپایی بودند، پس از مهاجرت از فریگیه(به شهادت هرودوت و تاریخ نگاران ارمنی و یونانی) به همراه همنژاد های تراکیه-فریگیه ای خود به فلات ارمنستان رسیدند. بدلیل قرابت آرمن ها با همین تراکیه ای ها، زبان شان کمتر شبیه به شاخه هندواروپایی بوده است. کم کم آرمن ها هم در اقوام بومی ادغام می شوند و نام بین المللی این ملت را شکل می دهند. آنها نزد غیر ارمنی ها، به آرمن ها(Armenians) معروف می شوند.
ارامنه با ضعیف تر شدن اورارتو ها، قوی تر می شوند و سپس کاملاً جای آنان را می گیرند. در کتیبه بیستون داریوش کبیر، در متن پارسی باستان از سرزمین ارمینه یاد می گردد، در حالیکه در متن ایلامی همین کتیبه کلمه اوراشتو(اورارتو) بجای نام این سرزمین نوشته شده است. بدین ترتیب ملت ارمنی، تقریباً در قرن هشتم قبل از میلاد تکمیل می گردد.
ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان(تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است.
اما داستان حضور ارامنه امروزی در ایران، به عهد شاه عباس صفوی بر می گردد. در قرن هفدهم میلادی شاه عباس چندین خانواده ارمنی را به ایران آورد تا تجارت را در ایران رونق بخشد و صنایع را گسترش دهد. این ارمنی ها بتدریج از اصفهان خارج شدند و در شهر های دیگر نیز سکنی گزیدند.

این خلاصه ای بود هرچند مختصر، از پروسه و روند پیچیده تشکیل ملت ارمنی. حال به قسمت دیگر این نوشتار، یعنی زبان ارمنی می پردازیم.

زبان ارمنی

زبان ارمنی قسمتی مجزا از خانواده زبان های هندواروپایی است که به شاخه غربی زبان های اروپا-آریانی تعلق دارد. همانطور که گفته شد، ملل اورارتویی، آرمن ها، فریگیه ای ها، تراکیه ای ها و… در تشکیل این زبان نقش داشتند. برخی از زبان شناسان، اخیراً نظریه ای ارائه کرده اند که طبق آن، زبان ارمنی از ابتدا نیز مستقل بوده و از هرگونه گزند احتمالی و دخل و تصرفی در امان مانده است.

 

الفبای ارمنی

در قرن پنجم میلادی، زمانی که زبان یونانی زبان بین اللملی بود، و زبان آشوری زبان کلیسایی، یک راهب ارمنی بنام مسروپ ماشتوتس الفبای ارمنی را ابداع نمود. این حروف الفبا تحت تاثیر الفبای یونانی بود زیرا خود ماشتوتس به این زبان تسلط کامل داشت. استفاده از حروف زبانی دیگر برای ابداع الفبایی جدید کاری غیر معمول نبود. حروف پهلوی نیز از الفبای زبان آرامی مشتق شده بود، چنانکه امروزه نیز برای نگارش فارسی از حروف عربی استفاده می شود، یا آنکه تورک ها با انجام تغییراتی اندک، از حروف لاتین استفاده می کنند. البته ماشتوتس مستقیماً این حروف را بکار نبرد و در آن ها تغییراتی داد تا با زبان آوایی ارمنی همخوانی داشته باشد(مثلاً حرف اتای η یونانی در ارمنی ق خوانده می شود). نتیجه کار او حیرت آور بود! این حروف قابلیت خارق العاده ای برای ثبت زبان گفتاری ارمنی داشت و به همین دلیل به سرعت فراگیر شد و مبانی ملی ارامنه گردید.
بدین ترتیب، ماشتوتس برای ابداع خط ارمنی 24 حرف از حروف یونانی اقتباس کرده و 12 حرف دیگر را از سایر زبان ها و یا آنکه با استفاده از شکل حروف یونانی، به صورت خود ویژه ارمنی، وضع کرده است. در نتیجه در جدول بندی خط ها براساس آخرین یافته های زبانشناسی، خط ارمنی در شاخه بیزانسی خط یونانی شرقی که از یونان باستان منشعب شده است قرار دارد.
پس از ابداع حروف ارمنی، ترجمه های وسیع از کتب یونانی صورت گرفت که یکی از کاملترین آن ها، ترجمه کتاب مقدس به ارمنی بود. زبان نوشتاری ارمنی بدین ترتیب شکل گرفت و تا قرن 19 هم رواج داشت. زبان گفتاری ارمنی کم کم تغییر کرد. این تغییر تا جایی صورت گرفت که این دو تبدیل به دو بخش مجزا گشتند. زبان نوشتاری به فلسفه و دین اختصاص یافت و زبان گفتاری به ادبیات. کم کم زبان گفتاری پیروز گشت و توانست زبان نوشتاری را به گوشه کلیساها و کتب مذهبی براند؛ هرچند که زبان نوشتاری ارمنی بسی کاملتر و غنی تر از زبان گفتاری است.خود زبان گفتاری ارمنی نیز به دو قسمت تقسیم می شود: ارمنی شرقی و ارمنی غربی. زبان ارمنی شرقی همانطور که از نامش پیداست، در شرق استفاده می شود(در میان ارامنه ارمنستان، ایران، روسیه و…). این تقسیم بندی به این دلیل انجام گرفته است که ارمنستان در زمان ساسانیان به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد. قسمت شرقی اکثراً تابع ایران بود ولی قسمت غربی یا تابع روم بود، یا اعراب و یا تورک ها. امروزه کشور یا بخشی به نام ارمنستان غربی وجود ندارد، زیرا تورک های غاصب این سرزمین را با خونخواری تمام بالاکشیدند! شهرهای ارمنی نشین وان، آنی، کارین و… تورک نشین شدند، کلیساهای قدیمی یا سوزانده شدند یا تبدیل به طویله! همه این کارها برای نابودی پیشینه و تاریخ ارامنه صورت گرفت. باری، زبان ارمنی غربی در کشورهای عربی، ترکیه، اروپا، استرالیا و… استفاده می شود.ارمنی زبان زیبایی است که به عقیده پژوهشگران، یکی از کامل ترین سیستم های آوایی را دارد. برخی دانشمندان، این زبان را جزو هفت زبان برتر هندواروپایی معرفی می کنند.

تاثیر زبان های دیگر بر ارمنی

ارمنستان همیشه محکوم به جنگ و خونریزی بوده است، با وجود آنکه ارامنه کمترین روحیه جنگجویی را داشته اند. در زمان ساسانی، همواره این دولت با رومیان بر سر ارمنستان جنگیده است. بعد از ظهور اسلام، اعراب این مملکت را همچون دیگر کشورها غارت کردند. بیشترین ضربه از طرف تورکان(اعم از سلجوقی و عثمانی و…) به این مملکت وارد شده است. طبیعی است که همواره حضور اقوام بیگانه در این کشور وجود داشته است، پس تاثیر زبان بیگانگان بر بومیان امری اجتناب ناپذیر است. هرچند که ارامنه بدلیل تعصب خاصی که داشته اند، سعی در پس زدن این تهاجم های زبانی کرده اند، ولی به هر حال این تاثیرات تا حدی وجود دارد.
همانطور که گفته شد، الفبای ارمنی تحت تاثیر الفبای یونانی اختراع شد. با ترجمه های بسیاری که از زبان یونانی به ارمنی انجام گرفت، کم کم قواعد و ساختار زبان یونانی زبان ارمنی را تحت تاثیر قرار داد. سبک نگارش و جمله پردازی زبان یونانی به زبان ارمنی وارد شد. زبان یونانی در فلسفه و ادبیات ارمنی نیز بسیار تاثیر گذاشت. هلنیسم در ارمنستان طرفداران زیادی پیدا کرد.
با حضور اشکانیان و پادشاهان اشکانی ارمنی (آرشاکونی ها)، زبان پهلوی شمالی(پارتی) در زبان گفتاری ارمنی تاثیر بسزایی گذاشت. این تاثیر تا حدی بود که تا چندی پیش دانشمندان می پنداشتند که ارمنی یک زبان ایرانی و مشتق از پهلوی است. وند ها و کلمات عامیانه ساده اشکانی، اسم های پهلوی و ایرانی در ارمنی رسوخ نمودند. پروفسور هراچیا آجاریان، زبان شناس برجسته ارمنی، شمار واژه های وارده از زبان های ایرانی به ارمنی را هزار و چهارصد و یازده واژه برآورد کرده است، هرچند که دیگر پژوهشگران تعداد آن را بسیار بیشتر دانسته اند. در مقیاس بسیار کمتر، واژه هایی از آشوری و عربی به زبان ارمنی وارد شدند. زبان تورکی تاثیر بسیار کمی بر زبان ارمنی داشت چون ارامنه از اتراک متنفر بودند. پس می بینیم که در اصل زبان یونانی بصورت معنوی و دیگر زبان ها بصورت مادی و ظاهری در تکامل زبان ارمنی نقش داشته اند.

بدین ترتیب تاریخچه مختصری درباره ارامنه شرح داده شد. درباره این قوم بیشتر خواهم نوشت. اگر علاقه مند بودید، مطالب بعدی را از دست ندهید.

عزاداران صلیبی!

ژانویه 15, 2008 17 دیدگاه

ایام محرم فرا رسید. باز صدای جرینگ جرینگ زنجیر و ضجه و عربده از خیابان ها به گوش می رسد. رنگ مشکی و ریش؛ حسابی رو بورس است(چشم رضا صادقی روشن!). در میان دختران و پسران شماره تلفن ها بشدت در حال تبادل شدن اند. عده ای جوان پشمالو(!) خودشان را پاره پوره می کنند، گروهی با قمه هایشان خودشان را خونین می کنند… راستی، این محرم و عاشورا که می گویند چیست؟!

بعنوان یک مسیحی، هرگز چیزی از عاشورا نمی دانستم. برایم هم اهمیتی نداشت بدانم یا نه، زیرا همیشه خاطرات بدی از این ایام داشتم. تا کلمه عاشورا را می شنیدم، قمه زدن ها، زنجیر زدن ها، عربده های عجیب و غریب و خلاصه صحنه های دیگر برایم تداعی می شد. چون در جامعه و محیطی ارمنی زندگی می کردم، هیچگونه اطلاعی از این چیز ها نداشتم. نه من، نه دوستانم، نه خانواده ام. تا اینکه…

یک بار یکی از دوستان مسلمانم، در گوشی موبایلش یک مداحی داشت که بشدت مرا در حیرت فرو برد. مداح با صدایی همچون ضجه، در مورد شخصی بنام ابوالفضل صحبت می کرد و می گفت که ارامنه او را بسیار دوست دارند و نام بچه هایشان را به عشق او عباس می گذارند! دوستم از من پرسید واقعاً شما اینقدر حضرت ابوالفضل را دوست دارید؟ من بهت زده به او نگاه کردم و از او پرسیدم که آیا ابوالفضل همان امام حسین است؟! دوستم خندید و فکر کرد که شوخی می کنم، ولی من واقعاً نمی دانستم! نه تنها من، بلکه هیچ کدام از دوستان ارمنی ام نمی دانستند! تا اینکه دوستم توضیح داد که حضرت عباس برادر امام حسین بوده است و در روز عاشورا چه اتفاقاتی افتاده است و… برای اولین بار من متوجه شدم که عاشورا چیست. منتهی برای من سوالاتی وجود داشت(هنوز هم دارد!):

  1. مگر نمی گویند امام حسین برای احیای اسلام شهید شد؟ خب او به هدف و ایده آلش رسید، پس چرا باید حالا اینقدر خودتان را زجر بدهید؟! مگر مسیح را نکشتند؟ پس چرا ما در روز مرگ مسیح بر روی صلیب؛ ناله و شیون نمی کنیم؟ (هرچند گروهی از کاتولیک ها تحت تاثیر همین کارناوال های زنجیر زنی و قمه زنی، مراسمی دارند که طی آن خودشان را زخمی می کنند، ولی این کار عمومیت ندارد) دلیل آنست که ما هدف مسیح را می دانیم و به آن افتخار می کنیم. پاره پوره کردن و گریه کردن های ریاکارانه چه دردی را دوا خواهند کرد؟! بدانید که امامتان چرا کشته شد و هدفش چه بود، همان بس است!
  2. چرا اینقدر اصرار می ورزند که ارامنه عاشق امام حسین و عاشورا هستند؟! من حاضرم به شما ثابت کنم که هیچ ارمنی ای در هیچ جای دنیا، کوچکترین علاقه ای به محرم ندارد، هرچند که بدان احترام می گذارد. چرا گروهی سعی می کنند اینقدر برچسب بر ارامنه بچسبانند؟ در میان ارامنه من تابحال کسی را ندیده ام که اسم کودکش را عباس یا حسین گذاشته باشد! حاضرم با اسناد رسمی از طرف خلیفه گری ارامنه، این مسئله را ثابت کنم.
  3. فلسفه عزاداری های افراطی چیست؟ چرا هر کس برای خودش و در حد عادی عزاداری نمی کند؟ چرا باید همه چیز غلو آمیز و ریاکارانه باشد؟ به نظر من این مراسم های زنجیر زنی و هیئت ها، بیشتر به کارناوال شبیهند تا عزادار! چرا تا این حد باید همه چیز ظاهری باشد؟

اما سخنی دارم با مداح گرامی، آقای هلالی و کلیه کسانی که مانند ایشان می اندیشند! ارامنه نه عاشق امام حسین و عباس اند، نه هیچ چیز دیگر! آنها به رسم و رسومات شما احترام می گذارند، فقط همین! متاسفم که معنی احترام گذاشتن را نمی دانید، و آنرا حمل بر اعتقاد داشتن می دانید! متاسفم! آقای هلالی، شما بهتر است مواظب زندگی خصوصیتان باشید تا مردم نفهمند پشت نقاب ریاکارانه تان چه موجودی خفته است!