بایگانی

Archive for فوریه 2008

پاوستوس بیوزاند و پان تورکیسم

فوریه 13, 2008 21 دیدگاه

در این نوشتار قصد دارم با استناد به کتاب تاریخ ارمنیان نوشته مورخ ارمنی قرن پنجم؛ پاوستوس بوزاند بسیاری از باور های پان تورکیستی را مورد نقد قرار دهم. خوشبختانه این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه و توسط انتشارات ناییری منتشر شده است. در ابتدا، اصالت و اعتبار این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد و سپس مطالبی چند در مورد خود پاوستوس بوزند و شخصیتش مطرح می شود. سعی شده که از مقدمه خود کتاب جهت آشنایی با آن استفاده شود. با معرفی و خواندن این مقدمه، به خود کتاب می پردازیم.

Grigory

تاریخ ارمنیان، نوشته بوزاند

مورخان ارمنی، همواره منابع معتبری برای تاریخ ایران بوده اند. چنانکه استادان و دانشمندان شهیری، همچون استاد سعید نفیسی، ابراهیم داود پور، محمد علی شوشتری، دکتر عزیزالله بیات، آرتور کریستنسن، نینا پیگولووسکای، ویکتور لانگوا، یوزف مارکوارت و دیگران بر این نکته اشاره داشته اند که منابع ارمنی جهت پژوهش در تاریخ ایران بی نهایت اهمیت دارند. منابع ارمنی نه تنها دارای آگاهی های گرانبهای تاریخی هستند، بلکه دربرگیرنده واژه های پهلوی بی شماری هستند.

متاسفانه این منابع کمتر به زبان فارسی ترجمه شده اند، این درحالیست که اکثر این کتب به زبان های اروپایی ترجمه شده و در دسترس محققان قرار گرفته اند. یکی از این منابع، تاریخ ارمنیان بوزاند است.

این کتاب دربرگیرنده رویداد های سده چهارم میلادی در ارمنستان است. در این دوره تاریخی، ارمنستان رزمگاه دولت های ساسانی و بیزانس بود، بنابراین اکثر رخداد های اتفاق افتاده در این دوره، با تاریخ ایران و بیزانس ارتباط پیدا می کند. این ارتباط تا حدی پیش می رود که دکتر بیات، ولادیمیر مینورسکی، دکتر محمدجواد مشکور، کریستن سن، استاد عبدالعظیم رضایی، آلفرد گوتشمید و اساتید دیگر، این کتاب را موثق و قابل اعتماد می خوانند. تایید این اساتید، نشاندهنده اعتبار این کتاب است.

درباره نویسنده این کتاب اطلاعات خاصی نداریم، جز اینکه وی یک ارمنی مسیحی و از دودمان ساهارونی بوده است. نام او پاوستوس(یک اسم رایج اروپایی) و لقب او بوزند است. واژه بوزند بدلیل نا آشنا بودن سبب گشته که عده ای وی را به اشتباه بوزنطی یا بیزانسی بنامند و او را از اهالی بیزانس و روم بدانند. عقیده استپان مالخاسیان(زبان شناس برجسته ارمنی) این است که بوزند به صورت بو+زند می باشد. بو در زبان سانسکریت به معنای بودن و وجود داشتن و زند در زبان اوستایی به معنی شرح و تفسیر می باشد. پس بوزند تقریباً تفسیرکننده رویدادها ترجمه می شود. این نظریه را اکثر پژوهشگران پذیرفته اند.

این کتاب سرشار از اطلاعات تاریخی است، هرچند که پاوستوس در بسیاری از موارد جانبداری کرده و تعصب زیاد مذهبی از خود نشان داده است. این تعصب تا حدی بوده است که پژوهشگران ارمنی در ابتدا وی را یک یونانی خرافاتی می دانسته اند. اما فارغ از شخصیت وی، پژوهشگران امروزی اعتبار تاریخی کتاب وی را(بجز مبالغه های مذهبی اش) پذیرفته اند، هرچند که اشتباهات تاریخی نیز در کتاب وی وجود دارد.

بوزند و اتراک

پانتورکان مدعی هستند که تورکان در آذربایجان و ایران حضوری دیرپا داشته اند. واضح است که این ادعا کاملاً وقیح و دروغ است. حکومت تورکان در ایران با حمله بیابانگردان ولگرد سلجوقی(به رهبری طغرل بیگ) آغاز گردیده است. همین دودمان خونریز سبب شروع جنگ های صلیبی گشتند.

در سراسر این کتاب، هیچ نامی از قوم ترک برده نشده است. بوزند همصدا با تمام اسناد معتبر تاریخی، مردم آذربایجان را پارسی می داند. او با ذکر نام شهرها و مناطق مختلف، به ما یاری می دهد تا ریشه بسیاری از نام ها را بدانیم.

بوزند می نویسد:

«او آن گاه که این مقام را پذیرفت، و هنوز خردسال بود، که جمله کلیساهای آن سو را تا شهرستان های جانب آترپاتاکان آبادان و نو ساخت.» (دبیری سوم، بخش ششم)

ارامنه هنوز هم آذربایجان را آترپاتاکان میخوانند و این نشاندهنده ریشه اصلی نام این منطقه است. آکادمیسین واسیلی ولادیمیرویچ بارتولد، خاورشناس بزرگ روس در پیرامون نام آذربایجان اعتقاد دارد که این نام برگرفته از ساتراپ نشین آتروپات پارسی است(عقیده رایج و پذیرفته شده). این سرزمین در یونانیAtropatene به لاتین Atropatenae به عربی و پارسی آذرپادگان، آذربیجان و آذربایجان خوانده می شود. پس واژه سازی من درآوردی پانتورک ها درباره کلمه آذربایجان کاملاً اشتباه و آشکارا قوم گرایانه است.

اما جالب ترین بخش این کتاب، در مورد شهر تبریز می باشد. پاوستوس نام این شهر را به دو صورت تاوریش و تاورژ(دبیری چهارم بخش 25)می نویسد و آنرا پایتخت آترپاتاکان می داند. پس ریشه های این نام، همچون نام شهر های دیگر آذربایجان تورکی نبوده و نیست!

ادعاهای پوچ پانتورکان را بدرستی اولین بار شادروان کسروی با تحقیق درباره نام شهرهای آذربایجان زیر سوال برد. اگر این منطقه تورک نشین بود، باید تمام نام ها یا حداقل اکثر انها تورکی می بود، در حالیکه این چنین نیست. اسم مراکز سه استان آذری زبان، اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی، هیچ کدام تورکی نیست! اردبیل آشکارا کلمه ای پهلوی، ارومیه آشوری و تبریز ارمنی یا پهلوی است! تقلا و سعی پانتورکان برای تفسیر و ریشه سازی تورکی برای این اسامی اصیل، محکوم به شکست ابدی است.

مسلماً با خواندن سطر به سطر این کتاب، و دیگر کتب معتبر تاریخی، پی به حضور همیشگی پارسیان در آذربایجان می بریم. این منطقه هرگز تورک نشین نبوده، اقوام اولیه آن نیز تورک نبوده اند. مگر آنکه پان تورک ها و دلقکانشان(روانپریشانی مثل پورپیرار) چنین ادعاهایی بکنند!

بوزند در مورد اقوام مهاجم و وحشی که سپاهیانشان هون ها بودند صحبت می کند و از بی رحمی و خونریزی آنان شکایت می کند. او می نویسد که هون ها احکام مسیحی را نپذیرفتند زیرا آنان را مجاب می کرد که دست از قتل و غارت بردارند! افتخارات پانتورکان را ببینید!

برای بررسی بیشتر، توصیه می کنم حتماً این کتاب را تهیه کنید. این منبع یکی از هزاران منابع فوق العاده است که می توان با استناد به آن ها بدرستی ثابت کرد که تمامی ادعاهای قوم گرایانه و تجزیه طلبانه پانتورکی اشتباه و سراسر دروغ اند.