بایگانی

Archive for ژوئیه 2008

ثبت نهمین اثر جهانی ایران در یونسکو

ژوئیه 15, 2008 12 دیدگاه

(به نقل از ایسنا)

پرونده مجموعه کلیساهای متعلق به ارامنه در ايران، در سی و دومين اجلاس کميته ميراث جهانی سازمان يونسکو در ايالت کبک کانادا، مطرح و به تصويب اين کميته رسيد. اين اجلاس از روز ۱۲ تير و به مدت نه روز آغاز به کار کرده است.

عبدالرسول وطندوست، سرپرست هيئت اعزامی از ايران به اجلاس يونسکو، در اين مورد به خبرگزاری نیمه رسمی دانشجویان ایران، ايسنا، گفت:«با اين پرونده، هيچ مخالفتی نشد و به محض طرح و ارايه آن توسط ايکوموس، نمايندگان چند کشور به طرفداری و حمايت از آن صحبت کردند. از جمله، نماينده کانادا به دليل آماده کردن چنين پروندهای، از ايران قدردانی کرد و مراکش، تونس، کنيا و چند کشور ديگر در حمايت از اين پرونده صحبت کردند.»

وی اشاره کرد که اين مجموعه ثبت شده شامل سه کليسای اصلی با نام های قره کليسا يا سنت تادئوس، سنت استپانوس، زور زور و چند بنای اطراف آنها، همراه دهکده ها و قبرستان است.

قره کليسا، کليسای تادئوس مقدس، که در نزديکی شهر ماکو، در شمال غرب ايران قرار دارد، به دليل وجود قبر «تادئوس مقدس» که در سال ۶۶ ميلادی توسط مخالفان مذهبی خود به قتل رسيد، برای مسيحيان منطقه، به ويژه ارامنه، ارزش مذهبی زيادی دارد.

گفته می شود که از آنجا که تادئوس يکی از حواريون عيسی مسيح و از بنيانگذاران کليسای ارمنی است، از زمان تدفين او، اين محل به صورت يکی از زيارتگاه های مهم ارامنه درآمده است و آنان هر سال در روزهای آخر تيرماه و هفته اول مرداد ماه که مصادف با قتل تادئوس مقدس و پيروان مسيحی او است، در قره کليسا مراسم خاصی بر پا ميدارند.

زيارت مذهبی ارامنه به قره کليسا، سه روز طول می کشد و آنها در طول اين مدت در چادرهايی که اطراف کليسا برپا می کنند، اقامت می کنند.

قره در زبان آذری به معنی سياه است و وجه تسميه اين نام سياه بودن قسمتی از کليساست. ظاهرا ساختمان اصلی کليسا تماما از سنگ های سياه ساخته شده بود که پس از بازسازی، قسمتی از سنگ ها با سنگ های سفيد جايگزين شده است.

 


 

اکنون قره کليسا به صورت يکی از مراکز گردشگری با اهميت ايران به شمار می رود و جزو ميراث ملی ايران به ثبت رسيده است.

کليسای مريم مقدس که به نام کليسای «زور زور» نيز معروف است، يکی ديگر از آثار پرونده کليساهای ايران است که در استان آذربايجان غربی شهرستان ماکو و در ۱۲ کيلومتری شمال غرب قره کليسا قرار دارد.

اين کليسا که به حدود سال ۱۲۹۸ ميلادی تعلق دارد، ممکن بود که پس از آب گيری سد بارون در عمق درياچه پشت سد قرار گيرد. به همين دليل، به ارتفاعات کنار درياچه منتقل و در آن نقطه دوباره بازسازی شد.

کليسای چوپان نيز که در غرب شهر مرزی جلفا در ساحل رود ارس و در محدوده استان آذربايجان شرقی قرار دارد، در قرن ۱۶ ميلادی ساخته شده است. گفته ميشود که اين کليسا محل عبادت چوپانان ارمنی ساکن روستاهای اطراف دره شام بوده است.

همچنين کليسای استپانوس مقدس در شش کيلومتری روستای دره شام به فاصله ۱۵ کيلومتری غرب شهر جلفا در استان آذربايجان شرقی واقع است و از قديمی ترين کليساهای جهان به شمار می رود. استپانوس قديس، يکی از نخستين افرادی بود که به دين مسيحيت گرويد و بهدست حواريون وی غسل تعميد يافت.

سبک معماری اين کليسا آميزه ای از شيوه های معماری اورارتو، اشکانی، يونانی و رومی است که پس از به وجود آمدن بناهای شگرف اچميادزين، طادئوس، آختامار و استپانوس به شيوه معماری ارمنی شهرت يافت. در حريم اين کليسا، دو کليسای چوپان و دره شام نيز قرار دارند.

هر سال، ارامنه بسياری از گوشه و کنار ايران به زيارت اين مکان می آيند و در هفته زيارت قره کليسا پس از انجام مراسم زيارت قبر تادئوس، به زيارت اين دير نيز می روند.

در همين حال، آقای وطندوست گفت:«ايران از هم اکنون بايد تلاش کند تا برای سال آينده، مجموعه سازههای آبی ـ تاريخی شوشتر مراحل خود را طی کند و نيز بايد تلاش کند، هر سال دو اثر را برای ثبت در ميراث جهانی پيشنهاد دهد.»

دسته‌ها:Articles

پارسی باستان

ژوئیه 2, 2008 6 دیدگاه

«زبان کتیبه های هخامنشی، نه به فارسی امروز، نه به کردی، که زبان مردم منطقه بیستون بوده، نه به ایلامی و آرامی و بابلی و نه به هیچ زبان شناخته شده دیگر اقوام و بومیان ایران و منطقه شرق میانه شباهتی ندارد.»

«تردید ندارم که هر کنکاش کارشناسانه بر روی این کتیبه ها(پارسی باستان) و خط و زبان آن ها، هرگز کسی را به این مقصد راهنمایی نخواهد کرد که زبان کتیبه های هخامنشی کوچکترین ارتباطی با زبان رسمی و کنونی و یا کهن و بومی ایران داشته است.»

 
زمانی که مزخرفات پورپیرار را برای اولین بار در کتاب های چرندش مطالعه کردم، باور نمی کردم که یک انسان اینقدر می تواند خودفروخته باشد. این موجود نادان، بدیعی ترین مسائل تاریخی را(که دانشگاه ها و منابع معتبر تاریخی بر آنان مهر محکم تایید کوبیده اند) زیر سوال می برد، بدون آنکه کوچکترین مدرک و سندی را برای اثبات خزعبلاتش رو کند. او بدون داشتن مدرک دیپلم، تحقیقات برجسته ترین ایران شناسان و چه بسا برترین دانشمندان باستان شناس را زیر سوال می برد. با همین روش، او عده ای نوچه بدور خویش جمع کرده است، که با «استاد استاد» گفتن آنان، خود نیز باور کند که دانشمند است! نوچه های او پان تورک ها، تجزیه طلب ها، پان عرب ها و تمامی ضد ایرانی های بی سواد دیگر هستند.

ضرب المثل معروفی می گوید:
«بهترین راه معروف شدن، تف کردن بر چهره انسان های محبوب و مشهور است، زیرا در عین بدنامی، از گمنامی بهتر است.» شکی نیست که پورپیرار این روش را برای معروف شدن خویش در پیش گرفته است.

اما در این میان، کتاب هزاره های پر شکوه استاد داریوش احمدی بسیار خوشنودم کرد، زیرا یک پاسخ اساسی به این یاوه سرای ایدئولوژی زده داده است. پاسخی کاملاً مستند و منطبق با موازین علمی، که تمام امید های هواداران پورپیرار را پرپر کرد. توصیه می کنم که حتماً این کتاب را تهیه کنید.


هدف این پست، آشنایی با زبان های ایرانی، و زبان پارسی باستان است. برای تقریر این پست از کتاب زبان های ایرانی، نوشته پروفسور یوسیف م. ارانسکی ترجمه دکتر علی اشرف صادقی، و همچنین منابع خارجی استفاده شایانی شده است.

 

زبان های ایرانی

زبان های ایرانی شاخه ای از درخت زبان های هندو اروپایی هستند. این درخت علاوه بر شاخه ایرانی اش، شامل شاخه های دیگری نیز می باشد که عبارتند از:

          زبان هیتی

          زبان های هندی و تخاری

          زبان های ایتالی

          زبان های اسلاو

          زبان های بالتی

          زبان های ژرمنی

          زبان های سلتی

          زبان آلبانیایی

          زبان ارمنی

در این درخت هندو اروپایی، زبان های هندی شبیه ترین زبان ها به زبان های ایرانی هستند. زبان های ایرانی باستان از طریق عناصر مشخصه متعدد آوائی، واژگانی، صرفی، واژه ساختنی و نحوی با زبان های هندی وابستگی پیدا می کنند.

ساختار نحوی زبان اوستا و زبان وداها به اندازه ای به هم شبیه است که می توان با در نظر گرفتن تناظر آوایی که میان دو زبان اوستایی و سنسکریت ودایی هست جملات کاملی را کلمه به کلمه از اوستایی به ودایی و از ودایی به اوستایی ترجمه کرد. حتی این زبان ها به طرز مشابهی مشمول تحول قرار گرفته اند.

مذاهب و اسطوره های هندی و ایرانی نیز به طرز شگفت آوری به هم شبیه هستند، بگونه ای که در مواردی حتی اسمهای خاص در میان اسطوره های این مردمان یکسان است. این همه نزدیکی میان دو شاخه زبانی چه مفهومی می تواند داشته باشد؟

این عقیده وجود دارد که زمانی یک جامعه زبانی آریایی وجود داشته که در آن قبایلی به گویش های آریایی(هندو ایرانی) تکلم می کرده اند و هنوز در سرزمین واحدی به سر می برده اند و آن سرزمین به احتمال زیاد آسیای مرکزی بوده است.  

درخت هندو اورپایی(برای مشاهده دقیق، بر روی عکس کلیک کنید)

 

 

نقطه مبدأ تقسیم بندی تاریخ زبان های ایرانی، شروع جدایی آنها از کل زبان های آریایی (هندو ایرانی) است. این تاریخ را مقارن آغاز هزاره دوم پیش از میلاد می دانند.
تاریخ زبان های ایرانی به سه دوره تقسیم می شود:

1.      دوره ایرانی باستان

2.      دوره ایرانی میانه

3.      دوره ایرانی نو

 

همانطور که مشاهده می شود، زبان پارسی باستان، جز زبان های دوره اول است. زبان آوستایی و سانسکریت همدوره و هم خانواده این زبان محسوب می شوند. پارسی باستان، جد زبان های ایرانی نو، اعم از فارسی نو، کردی، لری، تاتی و … محسوب می شود.

حال آنکه می بینیم ناصر پورپیرار، این فاحشه هرزه خانه تجزیه طلبی، زبان پارسی باستان را زبانی کاملاً متفاوت معرفی می کند و سعی دارد نشان دهد که هخامنشیان(که بدین زبان کتیبه هایشان را به رشته نگارش در آورده اند) قومی مهاجم و بیگانه بوده اند، که زبانشان از زبان دیروز و امروز ایران کاملاً متفاوت است! این ابله زبانهای آرامی و ایلامی و بابلی را که از خانواده کاملاً متفاوت زبانی هستند، با زبان پارسی باستان مقایسه می کند و نتیجه می گیرد که هخامنشیان مشتی اسلاو-یهودی راهزن و دزد بوده اند! درد شکم با مردمان چه ها که نمی کند!

 

پارسی باستان و زبان های دیگر

زبان پارسی باستان تاثیر زیادی بر زبان های دیگر داشته است. برخی دانشمندان زبان شناس انگلیسی معتقدند که ریشه بسیاری از کلمات انگلیسی امروزی، در پارسی باستان قرار دارد. زبان ارمنی نیز تاثیراتی از زبان پارسی باستان داشته است. البته از آنجاییکه این زبان ها با هم، هم خانواده اند مشاهده چنین مواردی زیاد هم تعجب بر انگیز نیست.

بعنوان مثال واژه پَتیکارهَ در پارسی باستان، به معنای تصویر است. این واژه در زبان انگلیسی بصورت Picture و در زبان ارمنی بصورت Patker هنوز هم رواج دارد. همچنین واژه بَگَ به معنای خدا، در زبان روسی امروزی عیناً با همان معنا مورد استعمال است.

واضح است که پارسی باستان چقدر بر روی پارسی میانه(پهلوی) و پارسی جدید تاثیر گذار بوده است. این تاثیر آنقدر واضح است که نیاز به توضیح اضافی ندارد. محققین حتی نحوه پیشرفت این زبان را نیز مشخص کرده اند. اما دانشمند برجسته ساز مخالف زن، دکتر دیپلمه پورپیرار هیچ کدام از این مستندات را قبول ندارد و همچون کودکی لجوج بر مواضع خویش پافشاری می نماید!

واضح است، پورپیرار مواجب خویش را به موقع و سروقت از اربابان خارجی و داخلیش دریافت می نماید. به همین دلیل این چنین خوش خدمت است. اهورا ایران را ز دست این اریغان نجات دهد! 

دسته‌ها:Articles