خانه > Articles > ارامنه، از سیر تا پیاز!

ارامنه، از سیر تا پیاز!

ژانویه 23, 2008 بیان دیدگاه Go to comments

ارامنه یکی از قدیمی ترین اقوام جهانند. زبانشان جدا، الفبایشان مستقل و فرهنگشان بسیار غنی است. متاسفانه در ایران شناخت صحیحی از این قوم وجود ندارد و به همین سبب اکثراً مسیحیان ایرانی را ارمنی می پندارند. در این مقاله قصد دارم به اختصار در مورد ارامنه، زبان ارمنی و تاثیر زبان های دیگر بر زبان ارمنی بپردازم.

 

واسال ارمنی(تخت جمشید)

تشکیل یک ملت

ملت ارمنی در واقع از ادغام تدریجی اقوام ساکن در فلات ارمنستان بوجود آمده اند. در این روند، همه این اقوام با به اشتراک گذاردن قسمتی از فرهنگ و زبان خویش شرکت کردند. بیشترین تاثیر را اقوام خورری-اورارتو داشتند، همچنین اقوام هیت-لوویا نیز در این روند تاثیر زیادی داشته اند. قوم هایاسا، نام خود را به ملت ارمنی داد و بدین ترتیب، ارامنه خود را های(Hay) می نامند.
آرمن ها، که از نژاد هند و اروپایی بودند، پس از مهاجرت از فریگیه(به شهادت هرودوت و تاریخ نگاران ارمنی و یونانی) به همراه همنژاد های تراکیه-فریگیه ای خود به فلات ارمنستان رسیدند. بدلیل قرابت آرمن ها با همین تراکیه ای ها، زبان شان کمتر شبیه به شاخه هندواروپایی بوده است. کم کم آرمن ها هم در اقوام بومی ادغام می شوند و نام بین المللی این ملت را شکل می دهند. آنها نزد غیر ارمنی ها، به آرمن ها(Armenians) معروف می شوند.
ارامنه با ضعیف تر شدن اورارتو ها، قوی تر می شوند و سپس کاملاً جای آنان را می گیرند. در کتیبه بیستون داریوش کبیر، در متن پارسی باستان از سرزمین ارمینه یاد می گردد، در حالیکه در متن ایلامی همین کتیبه کلمه اوراشتو(اورارتو) بجای نام این سرزمین نوشته شده است. بدین ترتیب ملت ارمنی، تقریباً در قرن هشتم قبل از میلاد تکمیل می گردد.
ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان(تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است.
اما داستان حضور ارامنه امروزی در ایران، به عهد شاه عباس صفوی بر می گردد. در قرن هفدهم میلادی شاه عباس چندین خانواده ارمنی را به ایران آورد تا تجارت را در ایران رونق بخشد و صنایع را گسترش دهد. این ارمنی ها بتدریج از اصفهان خارج شدند و در شهر های دیگر نیز سکنی گزیدند.

این خلاصه ای بود هرچند مختصر، از پروسه و روند پیچیده تشکیل ملت ارمنی. حال به قسمت دیگر این نوشتار، یعنی زبان ارمنی می پردازیم.

زبان ارمنی

زبان ارمنی قسمتی مجزا از خانواده زبان های هندواروپایی است که به شاخه غربی زبان های اروپا-آریانی تعلق دارد. همانطور که گفته شد، ملل اورارتویی، آرمن ها، فریگیه ای ها، تراکیه ای ها و… در تشکیل این زبان نقش داشتند. برخی از زبان شناسان، اخیراً نظریه ای ارائه کرده اند که طبق آن، زبان ارمنی از ابتدا نیز مستقل بوده و از هرگونه گزند احتمالی و دخل و تصرفی در امان مانده است.

 

الفبای ارمنی

در قرن پنجم میلادی، زمانی که زبان یونانی زبان بین اللملی بود، و زبان آشوری زبان کلیسایی، یک راهب ارمنی بنام مسروپ ماشتوتس الفبای ارمنی را ابداع نمود. این حروف الفبا تحت تاثیر الفبای یونانی بود زیرا خود ماشتوتس به این زبان تسلط کامل داشت. استفاده از حروف زبانی دیگر برای ابداع الفبایی جدید کاری غیر معمول نبود. حروف پهلوی نیز از الفبای زبان آرامی مشتق شده بود، چنانکه امروزه نیز برای نگارش فارسی از حروف عربی استفاده می شود، یا آنکه تورک ها با انجام تغییراتی اندک، از حروف لاتین استفاده می کنند. البته ماشتوتس مستقیماً این حروف را بکار نبرد و در آن ها تغییراتی داد تا با زبان آوایی ارمنی همخوانی داشته باشد(مثلاً حرف اتای η یونانی در ارمنی ق خوانده می شود). نتیجه کار او حیرت آور بود! این حروف قابلیت خارق العاده ای برای ثبت زبان گفتاری ارمنی داشت و به همین دلیل به سرعت فراگیر شد و مبانی ملی ارامنه گردید.
بدین ترتیب، ماشتوتس برای ابداع خط ارمنی 24 حرف از حروف یونانی اقتباس کرده و 12 حرف دیگر را از سایر زبان ها و یا آنکه با استفاده از شکل حروف یونانی، به صورت خود ویژه ارمنی، وضع کرده است. در نتیجه در جدول بندی خط ها براساس آخرین یافته های زبانشناسی، خط ارمنی در شاخه بیزانسی خط یونانی شرقی که از یونان باستان منشعب شده است قرار دارد.
پس از ابداع حروف ارمنی، ترجمه های وسیع از کتب یونانی صورت گرفت که یکی از کاملترین آن ها، ترجمه کتاب مقدس به ارمنی بود. زبان نوشتاری ارمنی بدین ترتیب شکل گرفت و تا قرن 19 هم رواج داشت. زبان گفتاری ارمنی کم کم تغییر کرد. این تغییر تا جایی صورت گرفت که این دو تبدیل به دو بخش مجزا گشتند. زبان نوشتاری به فلسفه و دین اختصاص یافت و زبان گفتاری به ادبیات. کم کم زبان گفتاری پیروز گشت و توانست زبان نوشتاری را به گوشه کلیساها و کتب مذهبی براند؛ هرچند که زبان نوشتاری ارمنی بسی کاملتر و غنی تر از زبان گفتاری است.خود زبان گفتاری ارمنی نیز به دو قسمت تقسیم می شود: ارمنی شرقی و ارمنی غربی. زبان ارمنی شرقی همانطور که از نامش پیداست، در شرق استفاده می شود(در میان ارامنه ارمنستان، ایران، روسیه و…). این تقسیم بندی به این دلیل انجام گرفته است که ارمنستان در زمان ساسانیان به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد. قسمت شرقی اکثراً تابع ایران بود ولی قسمت غربی یا تابع روم بود، یا اعراب و یا تورک ها. امروزه کشور یا بخشی به نام ارمنستان غربی وجود ندارد، زیرا تورک های غاصب این سرزمین را با خونخواری تمام بالاکشیدند! شهرهای ارمنی نشین وان، آنی، کارین و… تورک نشین شدند، کلیساهای قدیمی یا سوزانده شدند یا تبدیل به طویله! همه این کارها برای نابودی پیشینه و تاریخ ارامنه صورت گرفت. باری، زبان ارمنی غربی در کشورهای عربی، ترکیه، اروپا، استرالیا و… استفاده می شود.ارمنی زبان زیبایی است که به عقیده پژوهشگران، یکی از کامل ترین سیستم های آوایی را دارد. برخی دانشمندان، این زبان را جزو هفت زبان برتر هندواروپایی معرفی می کنند.

تاثیر زبان های دیگر بر ارمنی

ارمنستان همیشه محکوم به جنگ و خونریزی بوده است، با وجود آنکه ارامنه کمترین روحیه جنگجویی را داشته اند. در زمان ساسانی، همواره این دولت با رومیان بر سر ارمنستان جنگیده است. بعد از ظهور اسلام، اعراب این مملکت را همچون دیگر کشورها غارت کردند. بیشترین ضربه از طرف تورکان(اعم از سلجوقی و عثمانی و…) به این مملکت وارد شده است. طبیعی است که همواره حضور اقوام بیگانه در این کشور وجود داشته است، پس تاثیر زبان بیگانگان بر بومیان امری اجتناب ناپذیر است. هرچند که ارامنه بدلیل تعصب خاصی که داشته اند، سعی در پس زدن این تهاجم های زبانی کرده اند، ولی به هر حال این تاثیرات تا حدی وجود دارد.
همانطور که گفته شد، الفبای ارمنی تحت تاثیر الفبای یونانی اختراع شد. با ترجمه های بسیاری که از زبان یونانی به ارمنی انجام گرفت، کم کم قواعد و ساختار زبان یونانی زبان ارمنی را تحت تاثیر قرار داد. سبک نگارش و جمله پردازی زبان یونانی به زبان ارمنی وارد شد. زبان یونانی در فلسفه و ادبیات ارمنی نیز بسیار تاثیر گذاشت. هلنیسم در ارمنستان طرفداران زیادی پیدا کرد.
با حضور اشکانیان و پادشاهان اشکانی ارمنی (آرشاکونی ها)، زبان پهلوی شمالی(پارتی) در زبان گفتاری ارمنی تاثیر بسزایی گذاشت. این تاثیر تا حدی بود که تا چندی پیش دانشمندان می پنداشتند که ارمنی یک زبان ایرانی و مشتق از پهلوی است. وند ها و کلمات عامیانه ساده اشکانی، اسم های پهلوی و ایرانی در ارمنی رسوخ نمودند. پروفسور هراچیا آجاریان، زبان شناس برجسته ارمنی، شمار واژه های وارده از زبان های ایرانی به ارمنی را هزار و چهارصد و یازده واژه برآورد کرده است، هرچند که دیگر پژوهشگران تعداد آن را بسیار بیشتر دانسته اند. در مقیاس بسیار کمتر، واژه هایی از آشوری و عربی به زبان ارمنی وارد شدند. زبان تورکی تاثیر بسیار کمی بر زبان ارمنی داشت چون ارامنه از اتراک متنفر بودند. پس می بینیم که در اصل زبان یونانی بصورت معنوی و دیگر زبان ها بصورت مادی و ظاهری در تکامل زبان ارمنی نقش داشته اند.

بدین ترتیب تاریخچه مختصری درباره ارامنه شرح داده شد. درباره این قوم بیشتر خواهم نوشت. اگر علاقه مند بودید، مطالب بعدی را از دست ندهید.

About these ads
  1. ژانویه 23, 2008 در 7:15 ب.ظ. | #1

    آرام عزیز عالی بود دوست من
    مطلب را با دقت خواندم.تمدن کهن و پر ارزش ارمنی را باید بیشتر شناخت و قدر دانست.در پژوهشهای ایران باستان هم بسیار یاری رسان است.از نظر زبان شناسی هم مهم است.دلبستگی و ارتباطی بین تمدن ایران باستان و ارمنستان وجود دارد که گسستنی نیست.نوشته هایت را پیگیر هستم.شاد وپیروز باشی

  2. alex
    مه 17, 2008 در 4:22 ب.ظ. | #2

    سلام برای دیدگا ههای نژاد پرستانه تان متاسفم.

    ———————————-
    اگر منظورتان از دیدگاه های نژاد پرستانه، همان مبارزه با پان تورکیسم است، من هم برایتان متاسفم! این وبلاگ همانطور که توضیح داده شده، جزو وبلاگ های مبارز با پان تورکسیم است. لطفاً کمی بیشتر مطالعه کنید تا دیگران برایتان متاسف نشوند!

  3. پیام
    ژوئیه 31, 2008 در 10:48 ق.ظ. | #3

    سلام برادر .سپاسگزارم.سنگ تمام گذاشتی.
    ارمنی ها اصلا از هویت ما انکار شدنی نیستن. هخامنشیان از کلی معمار ارمنی اورارتویی استفاده کردند .من اعتقاد دارم دوره اشکانی(درخشان ترین دوره باستان) بدون نام ایرانی-ارمنی معنا ندارد.چراکه پادشاهی بزرگ تیگرانی با امپراتوری پارتی سرزمین پهناور و پیشرفته ای شده بود . ایران و ارمنستان یک امپراتوری عظیم و نیرومند را ساخته بود.ما تا همین اکنون هم ارامنه رو دوست داریم نه فقط واسه خاچکیان و چکناوریان و وارژان و یپرم خان.بلکه واسه اینهمه ارمنی که به شکوفایی ایران کمک کردند و اینهمه به رنسانس ایران در اواخر قاجار کمک کردند.ارامنه ایران در خارج هنوز هم در جامعه ایرانیان زندگی می کنند.دقت کنید اونجا هم در محفل ایرانیها هستند.این یعنی عشق به آب و خاک.اینهمه در احزاب دوران مشروطه و توده و انقلابیون دهه 50 ارمنی شهید شد.نمونه اش شهید وارتان سالاخانیان.یا بعد انقلاب شهید هنریک هوسپیان.در دوران تاریخ معمولا ارامنه و فارس ها و آذری ها و کردها وتبریان با هم یک کشور داشتند.حال چه اشکانی چه ساسانی چه صفوی و چه سلجوقی و چه افشاری یا حتی اوائل قاجار(قجران کوچ نشینان حوالی ایروان بودند.
    اما بهرحال حسب اینکه ارامنه هم باسواد بودند هم خط و زبان مجزا داشتند و دین دیگری معمولابه ارمنیان ایران نوعی خودمختاری داده می شد که لایق ان هم بودند.

    اما خواهش می کنم اگه ممکنه به این پرسش من پاسخ دهید:

    با نگاهی به آذربایجان خصوصا شرقی کلیساهایی مثل قره کلیسا و استپانس یا دراشامپ یا بنا های خویگان یا حتی ارمنی محله در تبریز و …خیلی اسمهای شهرها در آذربایجان متوجه می شویم که ارامنه از بیش از هزارسال پیش در ایران بسر میبردند و شاید بشود ارامنه را اولین آریاییهای ایران زمین شمرد…..اما!….. چرا همه تاریخ ارامنه ایران رو از 400 سال پیش می دونند؟ مگه اینهمه اثر مال ارمنیا نبود که توی ایرانه؟
    و اینکه مگه شاه عباس نرفته بود سرزمینای ازدست رفته رو پس بگیره که ارمنی هارو باخودش آورد؟.واینکه مگر اصلا اونا از جلفا نیامدند؟ جلفا که همیشه بخشی از ارمنستان ایران زمین بوده؟ جلفای امروزی ارمنستان هم که در سال 1828 بدست روس ها از ایران جدا شده بود؟ پس چرا همه فکر می کنند ارامنه تازه به ایران اومدند؟
    توی شاهنامه اینهمه اسمشونو میارن….بیژن به ارمنستان رفته بود تا بهشون کمک کنه که گرازهارو ازمزارع بیرون کنن که با منیژه روبرو شد. و این نشون میده بخش مهمی از اهالی ایران ارمنی بودند.
    البته چون ارامنه (بهمون دلیل زبان و سواد و خط و مذهب جدا) معمولا خودمختاری داشتند
    ولی همیشه پابه پای ایران در رشد کل سرزمین کمک کردند.من فکر کنم ارامنه به اندازه همه ایرانیها ایرانی با هویت ارمنی و با تاریخ تقریبا مشترک مشترک با ایران هستند.

  4. shabnam
    اوت 15, 2008 در 4:31 ق.ظ. | #4

    سلام اگه میشه برای من پان تورکسیم را توضیح بدید.

  5. ژاله
    سپتامبر 5, 2008 در 9:11 ب.ظ. | #5

    با سلام آيا ارامنه را مي توان مسيحيان ارمنستان ناميد يا اين كه دين فقط شاخه از دين مسيح مي باشد. و اختلافاتي در شرعيات خود دارند .متشكرم

    ————–
    دوست عزیز، ارامنه یک قوم مسیحی هستند. در ایران به اشتباه تصور می شود که ارامنه یک شاخه خاص از مسیحیت هستند. ارمنی ها مسیحی هایی تقریباً ارتودکس هستند. در این باره به اختصار توضیح خواهم داد. موفق و پیروز باشید.

  6. احسان
    سپتامبر 13, 2008 در 11:11 ب.ظ. | #6

    به عنوان یک ایرانی و نیز یک اذربایجانی برای تمام ارامنه هم وطن ارزش قائلم.لطفا حساب ما را با ان پان تورکیست های نادان جدابدانید.

    • behruz
      ژوئیه 19, 2009 در 2:11 ب.ظ. | #7

      به عنوان یک ایرانی و نیز یک فارس زبان برای تمام هموطنان ترک و ارمنی ارزش زیادی قائلم.لطفا حساب ما را از پان فارسهای نژادپرست و نادان جدا کنید.

  7. اکتبر 31, 2008 در 3:00 ب.ظ. | #8

    شنیده بودم ارمنی ها جزو اقوام ترک هستند و با اینکه اقلا با آنها ریشه مشترک دارند.
    حالا سوال من اینکه آیا زبان ارمنی با زبان ترکی شباهتی دارد یا نه؟

  8. مهدی
    نوامبر 5, 2008 در 10:02 ب.ظ. | #9

    به نام خدا

    با عرض سلام خدمت دوستان:

    اعجاز عددی قرآن:

    از جمله جنبه های اعجازگونه قرآن کریم، « اعجاز عددی » این کتاب آسمانی

    می باشد که توجه شما را به چند نمونه از آن جلب می کنم.

    در این کتاب آسمانی:

    کلمه « شهر » به معنی ماه 12بار

    کلمه « یوم » به معنی روز365بار

    کلمه « ساعه » 24بار

    همچنین کلمات زن و مرد به تعداد مساوی می باشد و ….

    از دوستان درخواست می کنم ، « اعجاز عددی قرآن » را در گوگل سرچ کنند.

    یاحق

  9. مهدی
    نوامبر 5, 2008 در 10:03 ب.ظ. | #10

    به نام خدا

    با عرض سلام خدمت دوستان:

    وعده الهی :

    یکی از مسائلی که در ارتباط با قرآن باید به آن توجه داشت،

    همانا « عدم تحریف آن و وعده خداوند در این زمینه » می باشد.

    - حال به راستی از کجا می توان فهمید که قرآن در طول 1400

    گذشته تغییر نکرده و دچار تحریف نشده است؟

    در این خصوص دلایل متعددی وجود دارد. اما شاید ساده ترین

    آنها « عدم وجود تفاوت در قرآن های موجود در دنیا » باشد.

    برای مثال: اگر قرآن در امریکا دچار تحریف و تغییر می شد،

    امروز حداقل باید دو قرآن متفاوت در دنیا وجود داشت. و قرآنی

    که مورد قبول مسلمانان آن کشور می باشد، باید با قرآنی هایی

    که در ایران و سایر نقاط دنیا وجود دارد – حداقل در یک آیه –

    تفاوت می داشت.

    حال آنکه اگر دقت نمایید متوجه خواهید شد که بعد از گذشت

    چهارده قرن از ظهور اسلام و علی رقم تعدد مذاهب اسلامی و نیز

    دسیسه های بدخواهان این دین آسمانی، تنها و تنها یک قرآن مورد

    توجه و اتفاق مسلمین جهان می باشد.

    و باید گفت که:

    « خداوند به وعده خود، در خصوص عدم تحریف کتاب آسمانی اش

    عمل کرده است.»

    یا حق

  10. مهدی
    نوامبر 5, 2008 در 10:03 ب.ظ. | #11

    به نام خدا

    با عرض سلام خدمت شما

    ویژگی بارز احادیث شیعه:

    یکی از ویژگی های قران بیان راز های خلقت میباشد که امروزه

    بشر با پیشرفت علوم مختلف به انها دسترسی پیدا کرده است.

    به مانند: بیان قضیه چرخش زمین به دور خورشید که در قران

    مطرح شده است.

    این ویژگی در احادیث و روایاتی که شیعه از پیامبر (ص) و امامان معصوم

    علیهم السلام در دست دارد نیز وجود دارد.

    به طوری که با وجود پیشرفت های علوم مختلفی همچون پزشکی

    نه تنها هنوز – حتی – یکی از احکام شرعی ما مورد انتقاد قرار نگرفته است،

    بلکه هر چه علم بیشتر پیشرفت می کند ماهیت حقیقی این فرامین ودستورات

    بیش از پیش برای بشر آشکار می شود.

    اگر روایات ما بر حرام یا مکروه و واجب یا مستحب بودن عملی تاکید دارند،

    اینها همه دلیل عقلانی دارد و همانطور که گفته شد تا به حال علوم روز دنیا به

    فلسفه و ماهیت حقیقی بسیاری از این احکام پی برده اند.

    یاحق

  11. رایانا
    فوریه 15, 2009 در 3:48 ب.ظ. | #12

    بسیار عالی بود و متشکرم که در راستای معرفی تمدن و فرهنگ غنی ارامنه تلاش می کنید.

  12. ژوئیه 13, 2009 در 7:56 ب.ظ. | #13

    با سلام
    من یک ایرانی ارمنی ام و وبلاگی برای دوستی ایرانیان ارمنی و سایر ایرانیان ایجاد نموده ام
    در صورت تمایل با هم مبادله لینک نمائیم مرا خبر کنید
    barev
    yete tsankanum es irar het link pokhanakenk indz lur tur

  13. Damavand
    سپتامبر 8, 2009 در 7:12 ق.ظ. | #14

    دولت ایران هرگز با ارامنه دشمنی نکرده است وجنگی که درزمان ساسانیان روی داده دلایل خاصی داشته که به اختصار به ان پرداخته ام :
    طبق منابع رومی که مطمئنا روابط جالبی با تاریخ پارسی ندارند نمیشه در باره برخورد ساسانیان نظر داد ، دولت روم که 100% تاریخ این بخش را ازفیلتر دشمنی ردکرده است چراکه دولت ساسانی رقیب سرسخت وقدرتمندی بوده است. درضمن بعید است چنین دستوراتی از قبیل زرتشتی شدن سایر ممالک ازطرف موبدان صادرشود چراکه بانگاهی دقیق تر به تاریخ زرتشتیان (اولین مذهبی که وعده ولادت مسیح راداد و برای حمایت از او به نزد امپراتور عازم شد)درمیابید که اساس دین برروی نیکی وصلح استوار است وبا بررسی رفتار زرتشتیان در زمان حال براحتی میتوان به چند وچون تحریف گسترده تاریخ ایران پی برد . در تاریخهای نگاشته شده ایرانیان قاتلین حرفه ای هستند که مانند فیلم بی ارزش 300 تنها به فکر کشتن افراد بیگناهند !!! درصورتی که تنها ایرانیان درتاریخ باستان برای جنگجویان واسرا، ارزش قاعل بودنند وبا انها به نیکی رفتار میکردند که حتی هرودوت منحرف هم به این موضوع اعتراف کرده است امروزه با وجوداینکه دین مسیحیت در کشورهای صنعتی (آمریکا انگلیس و….)گسترش پیداکرده و اموزه های ان گسترش یافته ایا اسرا وزندانیان در امنیت واسایشند !!!!!؟؟؟؟؟!!!!!!
    البته اگردولت ساسانی خواستار برگشت ارامنه به دین زرتشت بوده است خواسته غیر منتقی نبوده چراکه ارامنه بطور طبیعی به دین مسیحیت گرایش پیدا نکرده بودند و دولت ساسانی نسب به انها احساس مسئولیت میکرده بطور مثال اگر کشوری که در دوردست می بود چنین کاری راانجام میداد دولت ساسانی عکس العمل خاصی نشان نمیداد ولی چون ارمنستان با ایران هم مرز است ودر طول تاریخ قبل از اسلام همراه ایران بوده و چه بسا جزئی از ان. پس دولت ساسانی متوجه تحرکات فتنه انگیز رومیان درمیان ارامنه شده و این موضوع را خوب دریافته که پروژه مسیحی شدن از طرف دولت روم گسترش یافته ودلیل انهم کاملا واضح است مثلا اگر رومی ها بازور سرنیزه وارد ارمنستان می شدند دولت ساسانی مستقیما به کمک ارامنه امده و مطمئنا رو می ها با سپاهی ارمنی -ایرانی روبرو میشدندو شکست سختی میخوردندشاید هم باعث پیشروی دولت ساسانی بسمت رم میشدند که این از همه وحشتناک تر بوده است . ازطرفی دیگر وجود دولت ساسانی به عنوان یک ابر قدرت انهم کنار گوش روم برای این امپراتوری ازار دهنده بوده و این اجازه رانمی داد که به راحتی از ارمنستان که موقعیت مناسبی جهت تضعیف این قدرت داشته بگذرد پس از از اصل استعماری دور کردن ریشه از زمین استفاده کرده و با هزینه های بسیار واز طریق دین وارد ارمنستان شده وبا جذب اشخاص وقبایل درصدد تضعیف واز بین بردن رابطه دو کشور بر امده است. دین برای رومی ها فقط یک ابزار بوده که درسطوح بالای سلطنت به عنوان راه نفوذ به ان نگاه می شده است.
    متاسفانه برخی ارامنه متوجه این فتنه نشده ودر دام افتادند (البته مسیح برای من ارزش زیادی دارد و همیشه او را ستایش میکنم وبحث من درباره دین مسیحیت نیست بلکه درباره ترفند ناجوانمردانه رومی ها واستفاده انان از یک دین اسمانی برای اهداف استعماریشان است ) با گسترش ائین جدید روم طرفداران بیشتری دربین ارامنه پیدا میکرد وحالا وقت ان بود که ریشه از زمین کنده شود در این زمان درطرف دیگر دولت ساسانی با تهاجمی عجیب روبه رو شده بود وبه نوعی غافلگیر پس با پیامهای فراوان این خطر را به ارامنه گوشزد کرد ولی متاسفانه دیگر کار از کار گذشته وریشه اززمین جدا شده بود . با این حال امروز بابررسی موضوع میتوان دریافت که اگر ارامنه زرتشتی باقی می ماندند مدتی بعد بادرگیری ایرانیان واعراب چه سودی نسیبشان می شد به این ترتیب که چون ارمنستان یک کشور مستقل بحساب می امد ودارای دین زرتشت بود به یکباره پذیرای مهاجرین زرتشتی می شد که در ان زمان مهاجرت کردند(اقوام پارسی که امروزه در هند به عنوان پارسیان هند مشهورند وثروت فراوانی را به اقتصاد هند تزریق کرده اند ) واز این طریق پیشرفت فراوانی مینمود تاانجا که پس یکصده باجمعیت جوانی روبه رو می شد که از نسل مهاجرین بوده و با این تفاوت که دیگر ارمنی هستند ودر انجابدنیا امده اند ویک تمدن بی نظیر ارام ارام شکل می گرفت مثل اریایها که به خاک ایران امدند وبا ادغام باایرانیان تمدنی شگفت را بنیان نهادند ویک بار دیگرهم در سال 57 شمسی که انقلاب ایران شکل گرفت ارمنستان به اوج شکوفایی میرسید چرا که اینبار نیزبه دلیل نزدیکی به ایران وبازهم به دلیل داشتن ایین نیاکان ایراانیان واحساسی که مردم ایران به انها داشتند تبدیل میشد به گاوصندق سرمایه ایرانیان مهاجر تابه امروز که بجای اسم دوبی به عنوان قطب گردشگری اسم ایروان میدرخشید ایروانی که سالها ایرانیان زرتشتی و مهاجر سرمایه های خو د را به انجا منتقل کرده و درطول سال یک روز هم هتلهای انرا خالی نمی گذاشتند دراین سوی مرز هم ایرانیان ، ارامنه را مثال زده ومیگفتند : ببین اونا زرتشتی موندن چی شدن با این که کشورشون نصف ایران هم نیست این همه کار خونه جور واجور دارن از ماشین سازی بگیر تا ماهواره یه ذره هم به منابع زیرزمینی وابسته نیستند ! بحرحال امیدوارم تاریخ ایران زمین روزی از پشت پرده برون اید و زیبایی این تمدن را بر جهان اشکار سازد.

  14. سپتامبر 20, 2009 در 8:20 ب.ظ. | #15

    سلام
    با تشکر از مطالب مفیدتان
    از شما و کاربران گرامی دعوت می کنم تا از وبلاگ من بازدید فرمایید:

    yerevan.persianblog.ir
    فرهنگ،تاریخ و اخبار ارمنستان+رابطه ایران-ارمنستان+مهاجرت به ارمنستان
    با تشکر فراوان

  15. رایانا
    فوریه 22, 2010 در 3:08 ب.ظ. | #16

    սիրելի հայրենակիցներ շատ լաւ է այսպիսի շարունակենք’

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: