شعر سپید دانشجویی

10 12 2007

شبی تاریک، شبی تنها،
در اتاق سرد خود قلم بدست گرفتم.
سرمای زمستان، خستگی تنم را دو چندان نمود،
اعتنا نکردم.
ندانستم که از کجا و چگونه شروع کنم،
گویی نوشتن هرگز به این سختی نبود.
دستانم را بر پیشانیم کوبیدم،
آخر چه کنم؟!
برای نوشتن خیلی دیر بود،
خیلی دیر
کتاب را بستم و قلم را به گوشه ای پرتاب کردم،
تنها راه حل را انتخب کردم؛ حذف درس!


کارها

اطلاعات

دیدگاه‌تان را بنویسید: